ميرزا مهدى نواب طهرانى
65
دستور الأعقاب ( فارسى )
[ يكى از آن يهود حكايت نمود كه مواجب مرا . . . ] يكى از آن يهود حكايت نمود كه مواجب مرا به محلى « 1 » صعب الوصول حوالت دادند . از جنابش تغيير محل مستدعى شدم . تغيّر نمود كه چون پيغمبرت موسى جبان و ترسانى كه از عصاى خود كه چوبى بود نامرغوب بترسيدى . اين بگفت و چوب دست خود بيفكند و در ثانى برگرفت كه اينك عصا ، چه جاى وهم و انديشه است : گيرم كه مارچوبه كند تن به شكل مار * كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست * * * [ پيوسته گويد كه مرا با رسول عرب فرقى كه هست . . . ] پيوسته گويد كه مرا با رسول عرب فرقى كه هست « 2 » اين است كه او را حين الوحى غش عارض مىشد و اضطراب و بىخودى دست مىداد . مرا تغيير و تبديل حاصل نيست . * * * [ معتمدى حكايت نمود كه با معتمد الدوله منوچهر خان گفتى . . . ] معتمدى حكايت نمود كه با معتمد الدوله منوچهر خان گفتى كه من چون عيسى محيل و بىرجوليّت نيستم كه به رويم طپانچه زنند ، ديگر پيش آرم انا نبى بالسيّف مرا شامل است . * * *
--> ( 1 ) . م : محل . ( 2 ) . ح : فرق اين است .